تبليغاتX
مرد قد بلند

مرد قد بلند

کنکور خیلی طاقت فرسا بود فکرش رو بکن 6 ساعت بدون وقفه سر جلسه نشستم .

ولی راضی بودم ، تخصصی ها بد نبود ، زبان خوب بود ، اسکیس هم خوب بود ، امیدوارم...:)

خسته و کوفته اومدم خونه ، کلی هم تو راه برفت و برگشت بودم، شبش هم دیر خوابیده بودم صبحشم زود بیدار شده بودم ، حالا اگه قبول شیم خستگیمون در میره :)

ب ن : رفتنی کارت ورود به جلسه رو نبرده بودم ، برگشتنی هم تخته شاسی رو جا گذاشتم :)

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391ساعت 20:27  توسط ...  | 

یه وقتی هست یکی برای اینکه یه عده رو تحت کنترل خودش دربیاره و اهدافی رو دنبال کنه ، یه برآوردی انجام میده از میزان خر بودن افراد و از اون میزان استفاده میکنه برای سوار شدن و کار کشیدن از  اونا.

حالا درصد و میزان خر بودن آدما متفاوته از صفر داریم تا صد در صد منتهی معمولا بر آورد کننده زرنگ یه میانگین میگیره ، چونکه وقتی اکثریت خر شده باشن اقلیت کار خاصی نمیتونه انجام  بده و فرد به هدف خودش میرسه.

میزان موفقیت طرف به این بستگی داره که چقدر تخمینش درست بوده باشه و زیادی و اشتباهی افراد رو خر فرض نکرده باشه . معمولا رابطه معکوسی بین خطا در  میزان خر فرض کردن افراد و میزان  پیروزی فرد در خر کردن وجود داره و هر چی اون بالا بره این پایین میاد و بر عکس.

*باشد که میزان خر بودن جامعه تا حدی پایین بیاد که کسی جرات نکنه مردم رو خر فرض کنه*

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391ساعت 19:51  توسط ...  | 

وقتی ضرب المثل " مرغ همسایه غازه"رو میشنویم شاید متوجه نشیم که خودمون قربانی این قضیه شده باشیم یا در آینده ممکنه بشیم .

باور کن مرغ همسایه غاز نیست، شایدغاز هم داشته با شه ها ولی مرغش همون مرغه .


+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم اردیبهشت 1391ساعت 10:38  توسط ...  | 

می بینی چه پستای کوتاهی مینویسم.

زورم بیشتر از این نمیرسه ، سوادم یاری نمیکنه 

میدونی چیه یجور احساس در ماندگی دارم وقتی نمی تونم چیزی بنویسم ، احساس میکنم حرفای دلم ته دلم ته نشین میشن و رسوبات که زیاد میشه اونوقت دلم میگیره.

دلم که میگیره دست و دلم به هیچ کاری نمیره ، هیچ کاری رو شروع نمیکنم یا اگه شروع کنم همون اوایل رهاش میکنم.

اینو میدونم یه روزی از همین روزا یه جوری می افتم به جون این رسوبات و ته دلمو خالی میکنم.

میشم همون قبلیه که خودم دوست داشتم ، حتی بهتر...

+ نوشته شده در  جمعه هشتم اردیبهشت 1391ساعت 15:5  توسط ...  | 

یک سال گذشت

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1391ساعت 16:48  توسط ...  | 

تا بحال فکر کردین که چرا توی زندگی به کررات یه کارایی رو انجام میدیم که نمیدونیم برای چیه ، یا کلمات و جملاتی رو بلغور میکنیم که چیزی ازش نمیفهمیم ؟

مثلا من خودم سالها چیزایی شبیه به این رو بارها تکرار میکردم "حتی تسکنه عرضک طوعا" اونم با اصوات و الحان خاصی بدون اینکه بدونم یعنی چی ، تازه کلی هم باهاش میرفتم تو حس.

جدی ها !!!

+ نوشته شده در  شنبه دوم اردیبهشت 1391ساعت 0:26  توسط ...  | 

امروز به درختم رسیدم ، کود ریختم پاش. :)


یه نمونه درخت توت مجنون 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1391ساعت 20:49  توسط ...  | 

چقد هوای بهاری خواب آوره 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1391ساعت 20:10  توسط ...  | 

دوست دارم برم از ایران...

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم فروردین 1391ساعت 23:54  توسط ...  | 

چند روز پیش یه درخت توت مجنون تو حیاط کاشتم ،کنار یه درخ توت سفید و یه درخت انار که از قبل بود.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم فروردین 1391ساعت 18:36  توسط ...  | 

...

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم دی 1390ساعت 19:22  توسط ...  |